درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 

توجه و عمل به تعالیم حیات بخش قرآن مجید توصیه مۆکّد امامان معصوم علیهم السلام است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «الله! الله! فِی القُرآنِ لایَسبِقنَّکُم بِالعَملِ بِهِ غَیرَکُم؛1 خدا را! خدا را! مبادا دیگران در عمل به قرآن از شما سبقت بگیرند!»


جایگاه سوره حمد

-«ابن عباس» از امیرالمۆمنین علیه السلام روایت کرده است که ایشان فرمودند: «لَو کَتَبتُ معانِیَ الفاتِحَهِ لَأَوقَرتُ سبعینَ بعیراً؛2 اگر معانی و حقایق سوره حمد را بنویسم، هفتاد شتر از شرح آن بار می کنم.»

- در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» در ضمن روایتی می خوانیم: «خداوند متعال چنین فرمود: من سوره حمد را میان خود و بنده ام تقسیم کردم؛ نیمی از آن برای من و نیمی برای بنده من است، پس بنده من حق دارد هر آنچه می خواهد، از من بخواهد.

هنگامی که بنده می گوید: «بسم الله الرحمن الرحیم» خداوند متعال می فرماید:


:: مرتبط با: کلام وحی ,
:: برچسب‌ها: حمد , قرآن , جایگاه سوره حمد , نکات اخلاقی سوره حمد ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/31

دلم می‌خواهد قرار بگذارم با تو. همین جا... جلوی چشم این همه آدم که می‌آیند و از سر تفنن و وقت‌گذرانی حتی، این صفحه را باز می‌کنند؛ قرار می‌گذارم. من آدم خیلی خوش‌قولی نیستم. این را از رفیق گرمابه و گلستانم می‌شود بپرسید. شاید اصلاً برای همین بدقولی‌هاست که می‌خواهم اینجا قرار بگذارم با تو؛ یعنی با هم قرار بگذاریم؛ که روزی یک صفحه قرآن بخوانیم. یک صفحه از این قرآن‏های عثمان طه، با معنی.

استاد معارف‏مان می‌گفت: «بیشتر از پنج دقیقه وقت نمی‌گیرد»،

استاد معارف‏مان همیشه راست می‌گفت. راستش یک چیز دیگر هم هست که می‌خواهم بین خودمان بماند. من تا به اوج نگرانی نرسم، تصمیم نمی‌گیرم. سر درس خواندن برای کنکور هم همین‌طور بودم. دو ماه مانده به کنکور که نگران قبولی شدم، تصمیم گرفتم درس بخوانم و پای ِ درس خواندن ایستادم. حالا هم، حال همان روزها را دارم کم و بیش. این روزهای بهاری که هر سال مرا سر ذوق می‌آورد، این روزهای نیمه زمستانی- بهاری که هرسال منتظر رسیدنش بودم، امسال نگرانم کرده و ناخوش. حالا من، نگران ِ این حال ِ ناخوشم. به خیلی راه‌ها برای درمان این ناخوشی فکر کردم، به یادگرفتن یک ساز فکر کردم، به سفر و سینما و ورزش و بی‌خیال روزگار را گذراندن فکر کردم، اما تمامش مسکن بود انگار.

شب که شد، توی تاریکی ِ تنهایی، دیدم که انگار می‌دانم ریشه ناخوشیم فراموشی است و فاصله. فراموشی ِ "من یتوکل علی الله فهو حسبه" و "یرزقه من حیث لا یحتسب"(1) ها است. دلم "یا ایها الانسان" می‌خواهد. دلم لک‏زده برای "یا ایها الذین امنوا" ...

اصلاً دلم تکرار می‌خواهد. حرف‌های تکراری. قصه‌های تکراری... تکرار ِ بدیهیات ِ ساده. تکرار ِ"شیطان بد است و خدا خوب است و لطیف و مهربان"...

تکرار ِخدا، خوب‌ها را دوست دارد. آدم خوب‌ها بهشت می‌روند، بدها جهنم. دلم می‌خواهد پای سادگی حرف‌هایش اشک بریزم. سبک شوم. دلم حرف‌های قطعی می‌خواهد. "حتماً" و "قطعاً" و "بی‌تردید" میان شک و تردید و ریسک و "نمی‌دانم" این روزها، عجیب می‌چسبد...

یقین، میان ِ شک، حال آدم را عوض می‌کند. یقین به "می‌شود"، "درست می‌شود"، "خدا می‌بیند "(2)، "حواسش هست. یقین به اینکه "خوبی‌ها گم نمی‌شود، برمی‌گردد"(3). ذره‌ای خوبی را می‌بیند. شاید اگر بنشینم پای حرف‌هایش، بهتر می‌شود این حال ِ ناخوش. نگرانی، شال و کلاه می‌کند و می‌رود از جانم. نگرانی از "حالا چه می‌شود؟". دل‌شوره فرداهای نیامده. بهار از راه نرسیده. نگرانی وضعیت گرانی خانه و ماشین و همه چیز اصلاً.

خدا را چه دیده‌ای؟ شاید سال دیگر همین موقع‌ها آمدیم و گفتیم این صفحه‌ها، معجزه کرد. آرام‌ترمان کرد. مونس لحظه‌های وحشت‏مان شد. رفیق همیشه همراهمان شد.

اصلاً شاید سال دیگر آمدیم و گفتیم قرآن، مهربان‌ترمان کرده است. چشم‌هایمان بیشتر برق می‌زند. از بدقلقی‏های زندگی، کمتر به هم می‌ریزیم. حادثه‌ای، خیلی نمی‌تواند ناراحتمان کند. تاریکی‏های زمین نمی‌ترساندمان. شاید آمدیم و گفتیم دوستی‌هایمان دیگر پوستی نیست.(4)

درصد لبخندهایمان افزایش پیدا کرده و اخم‌هایمان، سیر نزولی دارد. خوشحال‌تریم و خدا را دوست‏تر داریم. اصلاً شاید آیه‌های دوست‌داشتنی‏مان را از حفظ پشت سر هم ردیف کردیم برای هم. خدا را چه دیده‌ای؟ شاید با گوشت و پوست و خون‏مان آمیخته شد(5)، آیه‌های این کتاب تنهایی...

 نویسنده: زهرا نوری لطیف


1. وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا / او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی، اندازه‌ای قرار داده است! / سوره مبارکه طلاق آیه 3

2. إِنَّکَ کُنتَ بِنَا بَصِیرًا /چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده‌ای! / سوره مبارکه طه آیه 35

3. فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ / پس هر کس، هم‏وزن ذره‌ای کار خیر انجام دهد، آن را می‌بیند! /سوره مبارکه زلزله آیه 7

4. عبارت، وام گرفته از شعر "درد دوستی" مرحوم قیصر امین پور

5. پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه): هرگاه جوان مۆمنی قرآن بخواند، قرآن با پوست و گوشتش آمیخته خواهد شد.




:: مرتبط با: کلام وحی ,
:: برچسب‌ها: تامل , تدبر , تنهایی , قرآن ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/29

" کارشناسان شبکه های وهابی در برنامه های جداگانه ای مدعی شدند که آیه 100 سوره توبه همه صحابه را شامل می شود."


«وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند خدا از ایشان خشنود و آنان (نیز) از او خشنودند و براى آنان باغهایى آماده کرده که از زیر (درختان) آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانه اند این است همان کام یابى بزرگ».


در پاسخ به این پرسش باید گفت: در این آیه خداوند سه گروه را مدح نموده است :


گروه اول، سابقین اولیه از مهاجرین یا همان مهاجرین اولیه هستند: در آیه آمده است من المهاجرین یعنی از مهاجرین، پس شامل همه مهاجرین و متاخرین ایشان نمی شود . مگر اینکه ادعا کنند کلمه «من» در اصطلاح علم نحو بیانیه است که چنین مطلبی قابل اثبات نیست .


گروه دوم، سابقین اولیه از انصار: یعنی در کسانیکه در همان ابتدا به یاری رسول خدا آمدند و ایشان را پناه دادند و از یاوران اولیه بشمار می روند . پس شامل همه انصار ونیز فرزندان ایشان و... نخواهد شد.


پس در ابتدای این آیه دو گروه را مطرح نمود که یکی از آنها مهاجرین اولیه و دومی یاوران اولیه است که قبل از محکم شدن پایه های حکومت اسلامی اسلام آوردند.


توضیح این دو گروه :




:: مرتبط با: کلام وحی , وهابیت ,
:: برچسب‌ها: وهابیت , سابقین , مهاجرین , عام الوفود ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/29
آیه 43-48 سوره شعرا

قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿۴۳﴾ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿۴۴﴾ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِكُونَ ﴿۴۵﴾ فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِینَ ﴿۴۶﴾ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۴۷﴾ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۴۸﴾

موسی به آنان گفت آنچه را شما می‌اندازید بیندازید (۴۳) پس ریسمان‌ها و چوب دستی‌هایشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون که ما حتما پیروزیم (۴۴) پس موسی عصایش را انداخت و بنا گاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعید (۴۵) در نتیجه ساحران به حالت سجده درافتادند (۴۶) گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم (۴۷) پروردگار موسی و هارون (۴۸)



:: مرتبط با: کلام وحی ,
:: برچسب‌ها: سوره شعرا , حضرت موسی , فرعونیان , نحن الغالبون ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/29

در تاریخ، برخی توبه‌ها، آنقدر عجیب و مؤثر بوده، که باعث شده برای دیگران مایه عبرت و مایه امید باشد. یکی از این توبه‌‌ها، توبه‌‌ی زنی بدکاره به نام «شَعوانه» است. در ادامه مطلب، این جریان را بخوانید.

در بصره زنی زندگی می‌‌کرد به نام «شعوانه»، که در لاأبالی‌‌گری و رقّاصی و فاحشه‌‌گری زنی معروفه بود و هیچ خانه و مجلس فسادی نبود که شعوانه در آن نباشد.

روزی او با کنیزان خود از کوچه‌‌ای گذر می‌‌کرد، اتفاقا گذرش از در خانه مرد صالحی که از زُهّاد و وُعاظ زمان خود بود، افتاد. دید صدای خروش و ناله‌‌ای از آن خانه بگوش می‌‌رسد.

یکی از کنیزان خود را به آن خانه فرستاد تا ببیند جریان چیست و به او گوشزد کرد که زود بیا و ببین در این منزل چه می‌‌گذرد و این ناله و گریه برای چیست؟

با خود گفت: در بصره ماتم خانه و عزاست و ما خبری نداریم!

کنیزک به درون خانه رفت و مدتی گذشت و بیرون نیامد.

کنیز دیگری را فرستاد باز هم از او خبری نشد.

همه کنیزان را یکی یکی فرستاد خبری نشد.

خیلی ناراحت شد. گفت: مگر چه خبر است؟ همه کنیزان را فرستادم هیچکدام نیامدند. شاید در اینجا سرّی باشد. زیرا این ماتم، ماتم عزای مردگان نیست، بلکه عزا و ماتم زندگان است، ماتم گنهکاران است، ماتم بدکاران است.

سپس با خود گفت خودم به داخل منزل بروم و ببینم چه خبر است.




:: مرتبط با: کلام وحی , کوتاه و مفید ,
:: برچسب‌ها: شعوانه و توبه واقعی او , زنی بدکاره , زن فاسد , زن بدکاره , زن هرزه , زن بدحجاب , زن بی حیا , زن بی عفت , توبه‌ , خزینة الجواهر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/27

توجه لازم به غلط بودن این سؤال، خود به نوعی پاسخ را نیز معلوم می‌نماید. وقتی شما نبودید، از چه کسی باید سؤال می‌شد؟ مگر از عدم سؤال می‌شود؟

آیا تا به حال دستگاهی درست کرده‌اید، بذری کاشته‌اید، نثری یا شعری سروده‌اید – به اصطلاح خلق صنعتی یا هنری داشته‌اید؟ آیا قبل از تصمیم و اراده به تحقق تصمیم خود، از آنها اجازه گرفته‌اید؟ آیا اساساً «فاعل از فعل خودش اجازه می‌گیرد»؟! حال اگر فاعل «فعّال ما یشاء» بود و هر چه هست فعل او بود چه؟




:: مرتبط با: تحلیل و فلسفه , کلام وحی ,
:: برچسب‌ها: خلق کردن , سؤال , شاید من دوست نداشتم خلق شوم , الأعراف , خودبزرگ‌بینی و تکبّر , منیّت , ابلیس ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/26
ساره همسر حضرت ابراهیم(ع)

یکی دیگراززنانی که درقرآن کریم به او اشاره شده ،ساره همسرحضرت ابراهیم (ع) است .هرچند این یادکرد به صورت کلی و درلابه لای شرح دادن ماجرای حضرت ابراهیم (ع) است .حضرت ابراهیم (ع)ازپیامبران اولوالعزم و دارای شریعت است که درتاریخ انبیا به "شیخ الانبیا" معروف است وبه همین دلیل همسر آن حضرت ،ساره نیز به "ام الانبیا" ملقب شده است.درقرآن کریم از حضرت ابراهیم (ع) وتلاش های هدایت گرانه ایشان بسیار سخن رفته است .ازماجرای بت شکنی آن حضرت گرفته تا به آتش افکندن اوتوسط طاغوت زمان، نمرود و داستان سکونت دادن هاجرواسماعیل (ع)درسرزمین بی آب وعلف مکه تا مامورشدن به ذبح فرزندش اسماعیل (ع)و همچنین احتجاج با ستاره پرستان .

این سلسله ماجراهای جذاب و پرکشش، همگی کوشش خستگی ناپذیر حضرت ابراهیم (ع)را درراه گسترش توحید بیان می کنند .سال ها از دعوت وپیامبری پرماجرای حضرت ابراهیم (ع)می گذشت .زندگی او و همسرش ساره درکنارماموریت های دشواررسالت به شیرینی سپری می شد .سال های متمادی از زندگی خانوادگی آن ها بدون فرزند گذشته بود وهردو دوران کهولت رامی گذراندند . ناگهان افرادی ناشناس مهمان حضرت ابراهیم (ع) شدند .


:: مرتبط با: کلام وحی ,
:: برچسب‌ها: داستان زنان درقرآن کریم , حضرت ابراهیم (ع) , ساره , شیخ الانبیا , ام الانبیا ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/25
آیت ا... میرزا جواد آقاملکی تبریزی درباره ویژگی های تلاوت حقیقی قرآن فرمودند:

«هرگاه بنده از موانع فهم تهی و دلش فروتن شد و از مشغول کننده ها فارغ شد و در جایی خلوت قرآن خواند، به انوار قرآن نورانی می شود. در «مصباحُ الشَّریعه» از امام صادق علیه السلام است که فرمودند: «هرکس قرآن خواند و با آن، خضوع و فروتنی نیافت و دلش نازک نشد و در دلش اندوه و ترسی ایجاد ننمود، عظمت شأن خداوند را خوار شمرده و زیان آشکاری کرده است! پس قاری قرآن، به سه چیز نیاز دارد: دلی خاشع، تنی فارغ و جایی خلوت...

پس وقتی از این شربت جامی خورد، دیگر هیچ حالی را بر این حال و هیچ وقتی را بر این وقت برنمی گزیند!...»

خراسان/



:: مرتبط با: کوتاه و مفید , کلام وحی ,
:: برچسب‌ها: قرآن , خضوع , خشوع , تدبر در قرآن , قرائت قرآن , قاری قرآن ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/25
آیه ۷۷ سوره فرقان

قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَكُونُ لِزَامًا

ای رسول (ما) بگو اگر دعا و خواست شما نباشد به شما بی اعتنایی نخواهد شد در حالی که آیات الهی را تکذیب کردید و زود باشد که به عواقب آن گرفتار آیید.

این کلمات قدسی آخرین آیه در سورهٔ فرقان است که بخش اول آن ماهیت دعا و اهمیت آن را در زندگی آدمیان بیان می‌دارد.

عامه مردمان اگرچه بسیار خواست های فانی و نفسانی دارند اما اینها چون روی در نیستی دارد به منزلهٔ نخواستن است و چون نمی‌ماند ایشان را ثروتمند نمی‌کند بلکه با همه آن خواست های فانی همچنان مفلس و گدا خواهند بود.

از این رو نعمت‌های متعالی و باقی را انکار کردند و طلب نکردند دیگر انتظار رسیدن به آن نعمت‌ها را نخواهند داشت بلکه باید تنها در انتظار محرومیت که نتیجهٔ بی اعتنایی و تکذیب است باشند و این تعاقب نتایج بر مقدمات در نظام آفرینش امر قطعی و حتمی است.

حقیقت دعا بسیج نیروهای درونی برای نیل به مقصودی است. نیروهای ما با قدرت لایزال الهی پیوسته است و به میزان ایمان ما به آن نیروی لایزال ما را مدد خواهی رسید تا برم شکلی فایق آییم و به مطلوبی دست یابیم.

کسی نمی‌داند که توانایی آدمی چه اندازه است. بزرگان جهان آن را بی نهایت دانسته‌اند. از این رو اراده و خواست و آرزوی آدمی را باید قدر دانست و آن را چون نیرویی قاهر در راه نیل به آ رمان‌های بلند به کار گرفت، باید دعا کرد، باید خواست، باید همت کرد.

پیروزی بیگمان از آن آدمی است و چه کتاب‌ها امروز در جهان در اثبات همین مثبت اندیشی و همت و خواستن با تمامی دل نوشته‌اند.

منبع:باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: کلام وحی , دعا ,
:: برچسب‌ها: دعا , تاثیر دعا , حقیقت دعا , قدرت لایزال الهی ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/24
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

ن. سوگند به قلم و آنچه می‏نویسند

گاهی من و شما به چیزی قسم میخوریم ...

گاهی هم خدا قسم میخورد...

آن چیزی که خدا به آن قسم میخورد

دارای رتبه و جایگاه خاصیست

پس حواست باشد این قلم را که دست میگیری چه می نویسی
_____________________________________________
پی نوشت :

*بعید میدانم تایپ کردن استثنا باشد....



:: مرتبط با: کلام وحی ,
:: برچسب‌ها: سوگند به قلم , تایپ کردن , آخرالزمان , فرج , ولی عصر , حضرت مهدی , منتظر , انتظار , من هنوز منتظرم , من هنوزمنتظرم , عصر غیبت , عصرغیبت , منتظران , ولایت فقیه , اباصالح , ولیّ عصر(ع) , ظهور , یوسف زهرا , ظهور منجی آخرالزمان , مهدی موعود , بقیة الله ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/12
 

 


 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات