درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 


اما ای کاش دخترک می‌گذاشت مادر‌بزرگش برای او حرف بزند و بگوید که دنیا سریعتر از آنچه که فکر می‌کنی می‌گذرد....

در حالی که عصا زنان، کوچه پس کوچه‌های آخر عمر را طی می‌کرد چشم کم سویش به نوه‌اش افتاد که در مقابل آینه ایستاده است و مشغول آرایش کردن است.

خواست بگوید دخترم عمر جوانی خیلی کوتاه است، که دخترک نگاهی به مادر بزرگ انداخت و گفت: «مامان‌بزرگ حال و حوصله نصیحت شنیدن ندارم.»



:: مرتبط با: کلام شهدا , درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


موقع عملیات که می شد هرکه هرچه داشت حاتم بخشی می کرد.

بعضی هم سفارش می کردند که بعد از خودشان این لوازم چه طور بین دوستان تقسیم بشود.

برادری بود که شب عملیات قبل از حرکت گفت:

«گوش کنید، می خواهم وصیت کنم.» بعد با صدای بلند بیان کرد:

اگر شهید شدم پوتین هایم برای فلانی،

زیرپوشم برای تو (من)، ساعتم برای کسی که همیشه با من لج بود

و بالآخره روحم برای خدا و جسمم برای حسین (ع)




:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: وصیت , آخرالزمان , فرج , ولی عصر , حضرت مهدی , منتظر , انتظار ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15
ن : علی فتحی
ت : 1393/02/12

دقت کن .....

نگاهشان به منو توست.......

نکند گناهی از ما سر زده که اینگونه به ما مینگرند ؟!!!




:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا , کوتاه و مفید ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/29

مصاحبه گر :

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود روی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین

رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشو میزد ازش پرسیدم این

لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت:از مردم کشورم میخوام وقتی

برای خط کمپوت میفرستن،عکس روی کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط میشه

برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت...اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه

افتاده.  از خاطرات یک رزمنده

16109066220755336633 نوشته های دردناک و تاسف بار(از دستش ندید)+عکس




:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/25

صــیــاد بــا اذان

دلـــها را صـــیــد می کـــنـــد بـــرای خــــدا

برایـــش فــــرقی نــــدارد

حتـــــی اگــــر در قــــطار بــــاشـــد...



:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید صیاد شیرازی , اذان , شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/21
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/20
آقای اوباما
اگر می خواهی بدانی ما چقدر ولایت فقیه را دوست داریم
وصیتنامه پدرانمان را بخوان
شما اینهمه در عراق و افغانستان تلفات دادید.
اگر مردید وصیتنامه کشته های تان را رو کنید.
«سیندی شیهان» مادر یکی از هزاران نفله ی شما در جریان جنگ طلبی های دایمی شماست
ولی معتقد است
بچه اش برای هیچ و پوچ به هلاکت رسیده است.

اما من در نظام مقدس جمهوری اسلامی مادری می شناسم که پنج شهید در راه اسلام داده است
و وقتی به دیدار خامنه ای می رود، شرمنده است که دیگر
فرزندی ندارد تا تقدیم کند




:: مرتبط با: ولایت فقیه , درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/17

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید، خوبم؛
دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند، شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکتر ها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…
من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من می ترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل می کند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.
اما اینجا بعضی ها می گویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند می گفتند به تو چه ربطی داشت؟!! مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!

ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج می رفت و نیروی انتظامی خیلی دیر می رسید. شاید هم اصلا نمی رسید…
یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت: پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بنندازی!
من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقا جان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز واجب است.
آقا جان!
بخدا دردهایی که می کشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمی کند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟
مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟
یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شما را نمی فهمند؟؟؟ یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟
رهبرم!
جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم می شود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ می نشینید.
آقا جان!
من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد باز هم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی




:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: نامه تکان دهنده شهید علی خلیلی , سلام آقا , امر به معروف و نهی از منکر , شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/6


چون احتمالا اگر او قادر به صحبت بود، معلوم می شد که وی نیز یک بی سواد است که از جای خاص تغذیه می شود! از جنس همان سرهنگ ها که به آزادی مردم گیر می دهند و به قول نوه امام! محکوم به شکست هستند!

اصلا امثال علی خلیلی غلط می کنند برای اسلام سینه سپر می کنند با وجود قوه قضائیه ای که در کارنامه درخشان خود وقف دانشگاه آزاد، تبرئه فرزندان هاشمی، کوتاه آمدن مقابل مجرمین اقتصادی و ... دارد! همان قوه ای که سخنگویش بعد این سالها از فتنه و ریخته شدن خون جوانهای نازنین این مملکت می گوید ما مقابل سران فتنه کوتاه آمدیم!

اگر آقازاده جماعت به دلیل انجام حرام های عمومی اعم از دست اندازی به بیت المال، شرب خمر و ... نمیتوانست با تلفن و توصیه نامه از زیر بار حکم های قضائی نصفه و نیمه در برود، امروز امثال خانواده علی خلیلی نیازمند صحبت پیرامون نیازهای مادی خود نبودند تا جوان مومن حزب اللهی کنج خانه از فشار عصبی تهمتها از یک سو و فشار اقتصادی خانواده از سوی دیگر، دوبار سکته قلبی کند و بعد از تصویر سازی تلویزیون، از این دنیا بِبُرد و برود، چون جامعه وظیفه ی خود میدانست با اهالی اقامه دین باید مانند تاج سر برخورد کرد!

اصلا در جامعه ای که منافع میلیاردرهای مستکبر صفت بر مستضعفین اولویت یافت، دیگر سینه سپر کردن مقابل اقامه ی دین خبطی است که جزای آن آزادی ضارب محترم است!
چه رسد به آنکه آقایان مسئولین به فکر امثالهم باشند!

حالا خیلی ها بعد از شهادت علی خلیلی می آیند و سنگ جوان حزب الهی را به سینه می زنند، اما کسی نمی گوید کی قرار است قوانین عصر قجر قوه قضائیه تصحیح شود؟ کی قرار است قضات ما مقتدرانه مقابل مجرمین بایستند؟ کی قرار است حقیقتا اسلامی شویم؟ کی....؟

دیگر اصلا حرفی هم برای گفتن می ماند مگر!!؟



:: مرتبط با: کلام شهدا , درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: علی خلیلی , میلیاردرهای مستکبر , جوان حزب الهی , حرام های عمومی , شرب خمر , شهید , شهادت ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/5
 

 


 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic