درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/04/30
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/04/29
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/04/29
تو میتوانی روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بزاری
میتوانی گاهی بادبزنش کنی
میتوانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود
میتوانی شلواری بپوشی که دمپایش تا صندل ات 20 سانتیمتر فاصله داشته باشد
میتوانی جوراب هم نپوشی
لاک هم لابد خنک کننده است
بستنی هم لیس بزن روی نیمکت پارک
بوی ادکلنت هم میتواند تا 10 متر پشت سرت تعقیبت کند
فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند
فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما
فرض کن گرمشان نمیشود
فرض کن تو روشنفکری و اینها امل
آخر تو چه میدانی چادر ترنم عطر یاس در فضای غبار آلود دنیاست
آخر تو چه میدانی حجاب خنکا و زیبایی به وجود هر دختر مینشاند
تو میتوانی خوش باشی به عرق نکردن در دنیا
خنکای بهشت گوارایتان دختران چادری



:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: چادر , حجاب , عفاف , شرم , حیا , روزه , ماه مبارک رمضان , گرما , مرداد ماه , دختران چادری , ظهور , فرج , من منتظرم , انتظار , منتظر , حضرت مهدی , یوسف زهرا , من هنوز منتظرم , عصر غیبت , خلیفة الله , بقیّة الله , خاتم الاوصیاء , حجة الله , ولى الله , سلالة النّبوّة , القائم المنتظر , صاحب الأمر , صاحب الزمان , رحمة اللّه الواسعة , وارث الانبیاء , الوتر الموتور , ناموس العصر , مبیر الكافرین , مطهّر الأرض , ناشر العدل , شیعه ,
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/04/29
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/04/28
خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:




یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم
.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.
 
همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.
منبع: جهان نیوز، یکشنبه 13/12/91



:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: چادر , حجاب , عفاف , شرم , حیا , دوران دفاع مقدس , شهید , ظهور , فرج , من منتظرم , انتظار , منتظر , حضرت مهدی , یوسف زهرا , من هنوز منتظرم , عصر غیبت , خلیفة الله , بقیّة الله , خاتم الاوصیاء , حجة الله , ولى الله , سلالة النّبوّة , القائم المنتظر , صاحب الأمر , صاحب الزمان , رحمة اللّه الواسعة , وارث الانبیاء , الوتر الموتور , ناموس العصر , مبیر الكافرین , مطهّر الأرض , ناشر العدل , شیعه ,
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/04/28


یه لحظه بیا حساب کنیم
نترس محاسباتش سخت نیست!
میگن که تو دوران 8 سال جنگ ...
عراق در ابتدا 13600 کیلومتر مربع از ایران رو اشغال کرد
بعدش یه عده آدم که اسلامشون، وطنشون و البته خونشون براشون مهم بود، رفتن این رو آزاد کنن
میگن از این آدما، 213255 نفرشون کشته شدن
خب اگه فرض کنیم هر آدم متوسط 5 لیتر خون داشته باشه
حدودا برا هر کیلومتر مربع زمینی که آزاد شده،79 لیتر خون این اولیای خدا ریخته شده
سوالم اینه که جواب این خونها عمل کردن به وصیتشون
که خواستن حجاب زهرایی و غیرت علی وار داشته باشیم نیست؟
کمی فکر کنیم...





:: مرتبط با: درباره شهدا , حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , چادر , شرم , حیا , عزت , ظهور , فرج , من منتظرم , انتظار , منتظر , حضرت مهدی , یوسف زهرا , من هنوز منتظرم , عصر غیبت , خلیفة الله , بقیّة الله , خاتم الاوصیاء , حجة الله , ولى الله , سلالة النّبوّة , القائم المنتظر , صاحب الأمر , صاحب الزمان , رحمة اللّه الواسعة , وارث الانبیاء , الوتر الموتور , ناموس العصر , مبیر الكافرین , مطهّر الأرض , ناشر العدل , شیعه , حجاب زهرایی و غیرت علی وار ,
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/04/27

داشتن حجاب به شریک زندگی می فهماند که کاملاً متعلق به اوست، و تمام زیبایی ها و طراوت و لطافتش را به صورت هدیه ای زیبا به او تقدیم میکند. زنان جامعه، هر قدر به حجاب و عفاف خود احترام بگذارند احترام همسرانشان نسبت به آنها بیشتر شده و در سایه ی این اعتماد و اطمینان است که پایه ی تربیت و معنویت و اخلاق فرزندان در خانواده ها پی ریزی شده و بهترین فرزندان از چنین انسان هایی تحویل جامعه ی اسلامی داده خواهد شد.
حجاب، زن را از شوهر خاطر جمع میکند  و زن میداند که شوهرش بیرون نتوانسته به زن ها نگاه کند و علاقه ای پیدا کند.
این چنین است که حجاب، از بهم خوردن روابط و زندگی زناشویی جلوگیری میکند، زیرا بسیاری از این جدایی ها و اختلافات در اثر سوء زن ها و بد بینی هایی است که در طرفین ایجاد می شود؛ حجاب جلوی این سوء ظن ها را می گیرد و مرد را مطمئن می کند که زن او زیباست.

آیا ایجاد اعتماد به طرفین در زندگی سرمایه ی کمی است؟!

رهروان ولایت




:: مرتبط با: حجاب و عفاف , دین و خانواده ,
:: برچسب‌ها: حجاب , اعتماد , اطمینان , مطمئن , خیانت , شکاک , شک ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/03/31
گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟

گفتم: چه می‌دانم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری!

گفت: نچ!

گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!

گفت: نچ!

گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی

بیشتر دوستت دارم!!

گفت: اره تقریبا نزدیک شدی!

گفتم: آها!! دیدی گفتم همه‌ی قصه‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!!

گفت: برو بابا… دور شدی باز!

گفتم: خب خودت بگو اصلاً

گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “زهرا س” ست،

خواستم کمی شبیه “زهرا س ” باشم تا بیشتر دوستم داشته باشد...!
کوتاه شود



:: مرتبط با: وارث فدک , حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب و استعمار , حجاب , تعادل در مسائل جنسی , خودنمایی و تبرّج زن , بی حجاب , بد حجاب , پوشیدن چادر , عفاف , پوشش , التذاذات جنسی , وجاهت اجتماعی , هرزگی جنسی , بی‌بند و باری غریزی , آزادی ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/03/12

منظور از «خلوت گزینی» آن است که زن و مرد نامحرم در جایی باشند که فرد دیگری جز آن دو آنجا نباشد و فرد دیگری هم نتواند در آن مکان وارد شود.( احکام روابط زن و مرد، سید مسعود معصومی، ص117.)


پیرامون موضوع خلوت گزینی به قرآن مراجعه می کنیم: این بار(و در این دیدار قرآنی) با دختر پاک‌دامنی روبرو هستیم که در اولین بهارهای نوجوانی گام گذاشته است و در جامعه ای که غالب دختران و پسرانش رویکردی به زمزمه های عاشقانه و عارفانه ندارند، او خود را تشنه سوز و گداز و راز و نیاز می‌بیند. به دنبال راهی می‌گردد تا با محبوب خویش نجوا کند. احساس می‌کند باید تنها باشد. جایی برود که هیچ کس او را نبیند؛ حتی نزدیکانش. از زبان قرآن بشنویم:

«وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِیًّا ، فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا ... : و در این كتاب از مریم یاد كن، آن گاه كه از كسان خود، در مكانى شرقى به كنارى شتافت، و در برابر آنان پرده ‏اى بر خود گرفت....

مریم سیزده ساله به راز و نیاز نشست، مدتی به ابدیت چشم دوخت و با محبوب خویش نجوا کرد، امّا ناگهان حضور کسی ترنم خوش او را بر هم زد. صدای پایی شنید؛ نرم و سبک بال. به روبرو نگاه کرد. نگاهش به جوانی افتاد، جوانی زیبا. 

«…فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا :... پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به [شكل‏] بشرى خوش‏ اندام بر او نمایان شد»

مریم دچار دهشت شد. جوان که بود؟ از کجا آمده و چرا به سراپرده او پا گذاشته بود؟ او که همه درها را بسته و پرده را آویخته بود؟!

قالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِیًّا ؛ [مریم‏] گفت: 




:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: اختلاط زن و مرد , حجاب , خلوت دختر و پسر ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/03/11
 

 


 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو