درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 
✘اگه مانتوی تنگ و کوتاه بپوشی و چادرتو چارتاق باز بذاری!
✘اگه چادر سرت کنی و دستت تا آرنج معلوم باشه!
✘اگه چادر سرکنی و روسری جیغ و زرق و برقی سر کنی!
✘اگه چادر سر کنی و ولو یه نمه موهاتو بیرون بریزی!
✘اگه چادر سر کنی و رژ قررررمز بزنی و یه کیلو آرایش رو خودت خالی کنی!
✘اگه چادر سر کنی و کفش هایلایت بپوشی!
✘اگه چادر سر کنی و ساپورت بپوشی و چادرو کلا جمع کنی ببری بالا!
✘اگه چادر سر کنی و زل بزنی تو چشم نامحرم!
✘اگه چادر سرکنی و قهقهه بزنی جلو چشم نامحرم!
✘اگه چادر سر کنی و انگشتر به چه گندگی دستت کنی!
✘اگه چادر سر کنی و برق النگوهات تا دو فرسخ اونورترو بگیره!
✘اگه چادر سر کنی و لاک رنگوارنگ بزنی!
خلاصه اینکه اگه چــــادر سرکنی ولی عفــــیــــف نباشی ↶حضرت زهـــرا شـــفاعتت که نمی کنه هیــــــچ
شــــکایت هم می کنه!
اونوقته که میشی مصداق خســـرالدنیـا و الاخــره!ببیــن دختـــر خوب!
✘ارزش نداره به قیمت خلـق خدا پا بذاری رو دستـورات خـدا✘
نگـاه کـن ببین خـدا ازت چـی خواسته!
یـادت باشه
✔️اون موهایی که بیرون میریزی
✔️خنده های از ته دلت
✔️زینت های ظاهریت
همـه و همـه اول ←امانت→ خداست
بعد هم فقـط برای ←یک نفـره→!
کسی که قراره تمام زندگیتو باهاش به شـراکت بذاری!
از همیـن حالا عهـد ببند با خودت که امانتدار خـوبی باشی
و اینـو بدون که هـرچقـدر بیشتـر از الان متعهـد باشـی
خـدا هم کسیـو برات میفرسته که به همون اندازه متعهـد باشه!
✘چادری ها اگه پهلوشون درد دیـن نداشته باشه زهـرایی نیستن✘
اینـو یـادت نـره



:: مرتبط با: حجاب و عفاف , بیداری اسلامی ,
:: برچسب‌ها: چادر , عفاف , حضرت زهرا(س) ,
ن : س خدایی(چریک سایبری)
ت : 1394/06/21
به مناسبت سالگرد شهادت طیب حاج رضایی

فردا شب، صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارند می برندشان برای اعدام. وقتی می‌رفتند، طیب زد به میله سلول من و گفت: محمد آقا! اگه یک روز خمینی رو دیدی، سلام منو بهش برسون و بگو خیلی‌ها شما رو دیدند و خریدند ، ما ندیده شما رو خریدیم.



به گزارش فرهنگ نیوز او را جاهل و لوطی تهران می شناختند همانند خیلی های دیگر. اما گویا یک تفاوتی داشت که او را از بقیه متمایز ساخته بود. احترام او به حضرت اباعبدالله! احترام و ادبش باعث نجات شد. همان دلیلی که باعث نجات حر شد. می گویند هنگامی که حرابن یزید ریاحی روبروی امام حسین علیه السلام قرار گرفت و حضرت فرمود:"مادرت به عزایت بنشیند" سر به زیر انداخت و ادب کرد و گفت من به مادرت توهین نمی کنم. شاید همین باعث نجاتش شد.
 
وقتی سران مملکت جلسه گذاشتند تا با طیب زد و بند کنند و وادارش کنند که بگوید خمینی به من پول داده تا بارفروشها رو تیر کنم، زیر بار نرفت و آنروز در دادگاه، رو به سرهنگ نصیری گفت: 
حرفهای شما درست؛ اما ما تو قانون مشتی‌گری، با بچه های حضرت زهرا در نمی‌افتیم. من این سید رو نمی شناسم؛ اما با او در نمی افتم.





:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: حرّ امام خمینی , طیب حاج رضایی , شهادت جوانمردی , حریت و آزادگی , لبیک به خمینی کبیر , طیب , حضرت زهرا(س) ,
ن : محمدرضا میرزاخانی
ت : 1392/08/11

یکی از مادران شهید در خرمشهر می گفت:«من رو ببرین سردخونه، می خوام پسرم رو ببینم.» گفتیم: طاقت نداری، نری بهتره... آخر پسرش سر نداشت، یک دستش هم قطع شده بود و... گفت: «می خوام برم بهش عطر بزنم... تا وقتی می ره پیش حضرت زهرا(س) خوش بو باشه. آخه پیش حضرت زهرا(س) رو سفیدم کرده...»

مجموعه روزگاران، کتاب «زنان خرمشهر»



خراسان/




:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , مادران شهدا , حضرت زهرا(س) , مراسم احیا , پادگان , شرمنده شهدا , شهید , شهادت , شاهد , مشهود , شهیدان , شهادت طلبی , روحیه معنوی , خاطرات شهید ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/30
می خواست بره و بچه ها منتظرش بودن...
حس عجیبی داشت، انگار می دونست این دفعه برگشتنی نیست!
اضطراب داشت که چجوری با مادر خداحافظی کنه...
با خودش می گفت: «یعنی الان چی می خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...»
فکر می کرد الان قراره بشنوه که پسرم زود برگرد! من رو تنها نذار و زود به زود بهم زنگ بزن و...
بالاخره دلش رو زد به دریا و رفت جلو، دست مادر رو بوسید و از زیر قرآن ردش کرد...
منتظر شنیدن شد که یه دفعه مادر گفت:
«خداحافظ پسرم، سلام من رو به حضرت زهرا(س) برسون»



:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: منتظر , دست مادر , خداحافظ پسرم , سلام , حضرت زهرا(س) , قرآن , من رو تنها نذار ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/27

خراسان/دوست داشت خدا یک دختر بهش بده، اسمشو بذاره زهرا. فکرشو هم که می کرد گل از گلش می شکفت. نشسته بود پشت در اتاق عمل. زده بود زیر گریه. می گفت: «خدایا شکرت، زهرام سالم به دنیا اومد.» ازش پرسیده بودند: «اسم دخترت رو چی گذاشتی؟» با اشتیاق جواب داده بود: «زهرا». گفته بودند: «حالا چرا زهرا؟» یه نگاه کرده بود به طرف و گفته بود: «پس چی بذارم؟ زهرا به این قشنگی. هر موقع صداش می کنی، یاد حضرت زهرا(س) می افتی.»

خاطره ای از شهید دکترمحمد علی رهنمون، برگرفته از «خط عاشقی۲»، ص۲۸ش




:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: قشنگ ترین اسم , حضرت زهرا(س) , شهید دکترمحمد علی رهنمون , آخرالزمان , فرج , ولی عصر , حضرت مهدی , منتظر , انتظار , من هنوز منتظرم , من هنوزمنتظرم , عصر غیبت , عصرغیبت , منتظران , ولایت فقیه , اباصالح , ولیّ عصر(ع) , ظهور ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/01/26
نگاه سرد مردم بود و آتش

صدا بین صدا گم بود و آتش

بجای تسلیت با دسته ی گل

هجوم قوم هیضم بود و آتش

***

گرفتی از مدینه گفتنت را

دریغ از من نمودی دیدنت را

ولی با من بگو ساعت به ساعت

چرا كردی عوض پیراهنت را

***

كمی از غسل زیر پیرهن ماند

كمی از خون خشك بر بدن ماند

كفن را در بغل بگرفت و بو كرد

همان طفلی كه آخر بی كفن ماند

 محسن عرب خالقی







:: مرتبط با: شعر , وارث فدک ,
:: برچسب‌ها: فاطمیه , شهر , شعرفاطمیه , حضرت زهرا(س) , آخرالزمان , فرج , ولی عصر , حضرت مهدی , منتظر , انتظار , من هنوز منتظرم , من هنوزمنتظرم , عصر غیبت , عصرغیبت , منتظران , ولایت فقیه , اباصالح , ولیّ عصر(ع) , ظهور , یوسف زهرا , ظهور منجی آخرالزمان , مهدی موعود , بقیة الله ,
ن : علی فتحی
ت : 1392/01/25

شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است

شب با سکوت بغض علی خو گرفته است

 

آتـش گـرفت جـان علی با شرار آه

وقتی که از ولی خدا رو گرفته است

 

در دست ناتوان خودش بعد ماجرا

این بار چندم است که جارو گرفته است

 

قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش

یک جـا بـرای غـربـت بـانو گـرفته است

 

حـتی وجـود میخ و در و تـازیـانـه ها

عطر و مشام از گل شب بو گرفته است

 

بـا ازدحـام مـوج مخـالف بیـا ببین

کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است

***

مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت

سـر در بغــل گـرفتــه و زانــو گـرفـته است

                                                                                                                                      مجید لشکری




:: مرتبط با: شعر ,
:: برچسب‌ها: حضرت زهرا(س) , حضرت فاطمه (س) , فاطمیه , شعر , آخرالزمان , فرج , ولی عصر , حضرت مهدی , منتظر , انتظار , من هنوز منتظرم , من هنوزمنتظرم , عصر غیبت , عصرغیبت , منتظران , ولایت فقیه , اباصالح , ولیّ عصر(ع) , ظهور , یوسف زهرا , ظهور منجی آخرالزمان , مهدی موعود , بقیة الله ,
ن : علی فتحی
ت : 1392/01/20
حضرت امیر علیه السلام در ماجرای جانسوز حمله عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها از خود واکنش نشان داده است ؛ ظاهرا این شبهه گران دروغگو حتی کتب خودشان را هم مطالعه نکرده اند که گرفتار این اشتباه فاحش شده اند, ما برای نمونه به دو مورد از منابعی که این واقعه را ذکر کرده اند(از اهل سنت و شیعه) اشاره می کنیم:آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مى‌نویسد: أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب عل وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت یا أبتاه ویا رسول الله فرفع عمر السیف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت یا أبتاه فأخذ على بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته؛ عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله علیها به طرف عمر آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله»! عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: « یا ابتاه » (با مشاهده این ماجرا) علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید(الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج3، ص124، ناشر: دار إحیاء التراث العربی –بیروت. )آلوسى این روایت را بدون هیچ حاشیه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكایت از پذیرفتن آن دارد.سلیم بن قیس نیز می نویسد: با مشاهده ی این جریان( جسارت عمر)، ناگهان علی(ع) از جا بلند شد و یقه ی عمر را گرفت و او رامحکم کشید و بر زمینزد و به بینی و گردنش کوبید و خواست او را بُکشد....،که فرمایش پیامبر و وصیت او را به یاد آورد و فرمود: قسم به خدائی که محمّدرا به پیامبری ارج نهاده است، ای پسر صهاک (منظور عمر است) اگر نبود کتابیاز طرف خدا و نیز عهدی که با رسول الله(ص) کرده، می فهمیدی که نمی توانیداخل خانه ی من شوی!در اینجا، عمر از دست علی آزاد شد و از مردم کمک خواست.( سلیم در كتاب اسرار آلمحمد(ص) فصل چهارم، صفحه 32)






:: مرتبط با: اهل بیت (ع) , صاحب غدیر , وارث فدک ,
:: برچسب‌ها: حضرت زهرا(س) , خانه حضرت زهرا(س) , امام علی (ع) ,
ن : علی فتحی
ت : 1392/01/20

در اکثر کتب تاریخی بزرگان اهل تشیّع و بعضی از بزرگان اهل تسنّن به این مطلب اذعان شده که بیت مقدّس فاطمه علیها السلام مورد حمله و یورش قرار گرفته[۱] و به نقل بعضی‏ها، تهدید به آتش[۲] و به نقل بعضی دیگر به آتش کشیده شد[۳] و فاطمه علیها السلام در این حمله و یورش بی‏رحمانه‏ ی حکومت غاصب، به گونه‏ای میان در و دیوار قرار گرفت که علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گران مایه‏ اش،[۴] فرزند وی نیز سقط گردید،[۵] و تازیانه ‏های بیدادی که بر پیکرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون آلود ساخت و آثار عمیقی بر آن بدن نازنین بر جای نهاد که تا لحظه‏ ی شهادت پا بر جا بود، و نیز ضربات شدید دیگری بر او وارد شد که جسم و جان و روح ملکوتی‏اش را به شدّت آزرد.[۶] در کنار تمام این فشارها و دردها و رنج‏ها، سوگ پدر و گریه‏ ی بسیار بر آن حضرت نیز از عواملی بود که باعث شدّت بیماری و زوال شادابی و طراوت از خورشید جهان افروز وجود او می‏ شد[۷] و از طرف دیگر، ستم و خشونت و مواضع ناجوان مردانه‏ ی برخی از مسلمان نماها و نیز تحوّل ارتجاعی در سیستم سیاسی و دگرگونی کارها و تغییر اوضاع و شرایط به سود ارتجاع و جاهلیّت[۸] را نیز می‏توان از عواملی بر شمرد که فشار دردها و رنج‏ها را هر لحظه بیش‏تر می‏ساخت و خورشید وجود گل سر سبد آفرینش را به سوی افق مغرب پیش می‏برد. و آن چه آن عزیز را سخت رنج می‏داد و پیکر مطهّرش را آب می‏کرد، امواج رنج‏ها و دردها و مصیبت‏هایی بود که هر روز بر آن افزوده می‏شد و این فشارها و رنج‏ها بود که بر درد و بیماری برخاسته از صدمات وارده در حمله و یورش دژخیمان حکومت غاصب به بیت مقدّسش، کمک کرد تا بانوی سرفراز گیتی و آفرینش را به بستر شهادت بکشاند.




:: مرتبط با: اهل بیت (ع) , وارث فدک ,
:: برچسب‌ها: حضرت زهرا(س) , ریحانه , اسماء بنت عمیس , نحوه‏ شهادت , علی (ع) , عمر , علی , علیه السلام , در قرآن , امام علی در قرآن , امام علی علیه السلام در آینه قرآن , امام علی(ع) در قرآن , آینه قرآن , قران , امام علی(ع) , ائمه , امامان , معصومین , معصوم , لیلة المبیت , سوره برائت , ابلاغ سوره برائت , ولایت , رهبری , امامت , مباهله , حقانیت , حقانیت ولایت , راه مستقیم , انفاق , گوش شنوا , مقام نیکان , مجاهد , مجاهد در راه خدا , راه خدا , تفسیر نمونه , سوره بقره , فسیر , صحیح مسلم , احمدبن حنبل , تفیر طبری , تفسیر قرطبی , تفسیر المیزان , تفسیرالبرهان , ابولفتوح , emamali , ali , aleyhesalam , eyeme , emam , imam , imamali , imam ali , Ali , ALI , Emam Ali , Aleyhe Salam , Qran , Emam Ali&Quran , انتظار , حضرت مهدی , منتظر , منتظران , ولی عصر , ولایت فقیه , امام زمان , من هنوز منتظرم , فرج , اهل بیت , آخرالزمان , اباصالح , ولیّ عصر(ع) ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/01/5
مسأله شفاعت، چیزى است كه ریشه‏ ى قرآنى و حدیثى داشته و ضرورت مذهب به حساب می‏آید. بنابراین، یكى از شفعاى روز قیامت- آن هم در حد وسیع- حضرت فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام می ‏باشد كه در اینجا توجه شما را به مضمون دو حدیث كه از طریق حضرت سلمان و جابر جعفى آمده است جلب مى كنم:

روزى سلمان به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله خدا گفت: اى مولاى من! تو را سوگند به خدا، از عظمت فاطمه علیه‏السلام در روز قیامت تعریفى بفرمایید.
پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله با تبسم رو به سلمان كرد و فرمود: سوگند به آن آفریدگارى كه جانم در دست اوست، فاطمه علیهاالسلام را در آن روز بر ناقه‏اى از ناقه‏ هاى بهشت سوار می كنند، جبرئیل و میكائیل به ترتیب از راست و چپ او حركت می نمایند. امیرالمؤمنین پیشاپیش و حسن و حسین از پشت سر، وى را همراهى می كنند، تا بدین طریق فاطمه علیهاالسلام از پل‏ صراط می گذرد و پس از گفتگوهاى زیاد، آنگاه خطاب می رسد: فاطمه! هرچه می خواهى بخواه. دخترم عرض میكند:


اسالك ان لاتعذب محبى، و محبى عترتى بالنار، فیوحى اللَّه الیها: یا فاطمه! و عزتى و جلالى و ارتفاع مكانى، لقد آلیت على نفسى من قبل ان اخلق السموات و الارض بالفى عام ان لااعذب محبیك و محبى عترتك بالنار. (1)
بار الهى! از تو می‏خواهم علاقه‏ مندان خود و فرزندانم حسن و حسین را در آتش مسوزان. خطاب می‏رسد: یا فاطمه! سوگند به عزت و جلالم، دو هزار سال پیش از خلق آسمانها و زمین، بر خودم لازم كرده‏ ام كه این حاجت تو را برآورم



:: مرتبط با: اهل بیت (ع) , وارث فدک ,
:: برچسب‌ها: حضرت زهرا(س) , زهرا , سلام الله علیها , حضرت فاطمه , فاطمه زهرا , شفاعت , ائمه , اشفعی , شفیع , مسئله , مسائل , zahra , hazratezahra , fatemeye zahra , fatemeh , salamolla , aleyyhesalam , shefaat , shafaat , shafii ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1391/11/16
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic