تبلیغات
من هنوز منتظرم - مطالب ابر دفاع مقدس
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید، خوبم؛
دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند، شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکتر ها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…
من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من می ترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل می کند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.
اما اینجا بعضی ها می گویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند می گفتند به تو چه ربطی داشت؟!! مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!

ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج می رفت و نیروی انتظامی خیلی دیر می رسید. شاید هم اصلا نمی رسید…
یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت: پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بنندازی!
من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقا جان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز واجب است.
آقا جان!
بخدا دردهایی که می کشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمی کند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟
مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟
یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شما را نمی فهمند؟؟؟ یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟
رهبرم!
جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم می شود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ می نشینید.
آقا جان!
من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد باز هم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی




:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: نامه تکان دهنده شهید علی خلیلی , سلام آقا , امر به معروف و نهی از منکر , شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/6
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/5
شهید علی خلیلی ناهی امر به معروف نهی از منکر قبل از نائل شدن به درجه رفیع شهادت در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در مورد درگیری خود با اشراری که سال 90 قصد تجاوز به یک خانم را داشتند، گفت: نیمه شعبان دو سال پیش به نظرم ساعت دوازده شب بود که می‌خواستیم دو نفر از دوستانم را به خانه‌‌شان در خاک سفید برسانم که دیدیم پنج، شش نفر در حال اذیت دو خانم هستند و به زور می‌خواستند وی را سوار ماشین کنند.

وی افزود: دوستان من به دلیل پائین بودن سنشان جلو نرفتند اما من به آن افراد تذکر دادم و گلاویز شدیم و یکباره چاقویی که نمی‌‌دانم از کدام سو، نثار ما شد.

شهید خلیلی با بیان اینکه چاقو به ناحیه گردنم و شاهرگ خورده بود، اظهار کرد: من همان جا افتادم و آن افراد نیز فرار کردند اما یکی از همراهان من که موتور سواری بلد بود آن‌ها را دنبال کرد و شماره پلاکشان را برداشت.




:: مرتبط با: اخبار روز , درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید علی خلیلی , ناهی امر به معروف نهی از منکر , دفاع از ناموس , شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/5

سردار شهید مهدی زین الدین
نماینده حزب رستاخیز می آید توی دبیرستان.
با یک دفتر بزرگ سیاه.
همه ی بچه ها باید اسم بنویسند. چون و چرا هم ندارد.
لیست را که می گذارند جلوی مدیر، جای یک نفر خالی است؛ شاگرد اول مدرسه.
اخراجش که می کنند، مجبور می شود رشته اش را عوض کند.
در خرم آباد، فقط همان دبیرستان رشته ی ریاضی داشت.
رفت تجربی



:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: سردار شهید مهدی زین الدین , شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/2
اسیر شده بود
15 سال بیشتر نداشت؛ حتی مویی هم در صورتش نبود

سرهنگ عراقی اومد یقه شو گرفت، کشیدش بالا
گفت: اینجا چه کار میکنی؟

حرف نمی زد

سرهنگ عراقی گفت: جواب بده

گفت: ولم کن تا بگم
ولش کرد

خم شد از روی زمین یک مشت خاک برداشت، آورد بالا
گفت: اینجا خاک منه، تو بگو اینجا چه کار میکنی؟

سرهنگ عراقی خشکش زده بود . . .



:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/12/25

خبرنگار خارجی:
اگر هواپیمای اسرائیلی وارد خاک ایران شود

و 10 بـمب خـود را بر روی شــهر شــما بریزد

با چه می خواهید این هواپـیما را منهدم کنید ???

سرلشگر جعفری:
مهم نـــیست هواپیما چند عدد بمب و کجا می ریزد

مـــهـــم اینست که مـــوقع بـــرگشت این هــواپیما

اسرائیلی وجود نخواهد داشت که در آن فـرود بیاید.



:: مرتبط با: صهیونیسم , کوتاه و مفید ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/12/3


بـالـَت اگـر شکست غَمـت مبـــاد

شهـادت ،بـال نمـی خـواهـد

حـال مـی خـواهــــد

بـال را پـس از شهـادت می دهنـد

نـه پیــــش از آن...



:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/12/2

گفـــتند: قــــد بلندی!... خوش چهره ای! خوش تیـپی!خوش لباسـی!
دارم لابلای استـــخوان های خــاک خورده ات!
دنبال حـــرف مـــردم میـــگردم!
شهید...



:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/11/30

همه دوست دارند که به بهشت بروند

امــا کسـی دوســـــت نــدارد که بــمیــــــــــــــــرد

بهشت رفتن جرأت مردن می خواهد...

و شهدا چه زیبا تفسیر کردند جرأت را..



:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/11/27
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/11/26
 

 


 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی