درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 

 سردار محمدرضا نقدی عصر امروز در نشست با جمعی از دانشگاهیان در اردبیل اظهار داشت: آنهایی که امروز جاهلانه دم از سازش و ارتباط با آمریکا می‌زنند خودشان به ماهیت آمریکا واقف هستند که چگونه این رژیم استبدادی خون انسان‌ها را به شیشه کرده و بشریت را به نقطه افول اندیشه‌های انسانی و آرمانی سوق داده است.

وی تصریح کرد: سازش با کشوری که چنگال‌های آن به خون هزاران انسان آلوده شده است واقعاً تفکر غلط و اندیشه‌ای زاید است و مردم ما در 24 خرداد جواب دندان‌شکنی به دشمنان و مستکبران می‌دهند و به برخی فریب‌خوردگان داخلی گوشزد می‌کنند که رابطه با آمریکا جز ننگ و عار چیز دیگری به دنبال ندارد.

نقدی به رویارویی تمام عیار نظام سلطه با ایران اسلامی در تمام صحنه‌ها و جبهه‌های فرهنگی، ‌سیاسی، اقتصادی و... اشاره کرد و افزود: امروز آمریکا در جبهه امنیتی در داخل کشورش با چالش‌های متعددی روبه‌رو است که حل این مشکلات حکام کاخ سفید را به تزلزل واقعی کشانده است.




:: مرتبط با: اخبار روز , سیاسی ,
:: برچسب‌ها: سردار محمدرضا نقدی , مذاکره با آمریکا , شهدا , ‌رئیس سازمان بسیج مستضعفین , طرح‌های اردوی هجرت بسیجیان , رژیم غاصب صهیونیسم , آخرالزمان , فرج , ولی عصر , حضرت مهدی , منتظر , انتظار , من هنوز منتظرم , من هنوزمنتظرم , عصر غیبت , عصرغیبت , منتظران , ولایت فقیه , اباصالح , ولیّ عصر(ع) , ظهور , یوسف زهرا , ظهور منجی آخرالزمان , مهدی موعود , بقیة الله ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/03/10
ن : علی فتحی
ت : 1392/03/9
عکس اول را در آورد: این پسر اولم محسن است.
عکس دوم را گذاشت روی عکس محسن: این پسر دومم محمد است، دوسال با محسن تفاوت سنی داشت.

عکس سوم را آورد و گذاشت روی عکس محمد؛ رفت بگوید این پسر سومم.. سرش را بالا آورد، دید شانه های امام (ره) دارد می لرزد..امام (ره) گریه اش گرفته بود..

فوری عکسها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت:

چهارتا پسرم رو دادم که اشکتو نبینم…

منبع:افکارنیوز



:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , مادر شهدا , شهید , شهادت ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/03/5

با گسترش اقدامات غیر قانونی ابوالحسن بنی صدر و اقدامات ضد امنیتی وی در فضای کشور ؛ مردم با برپایی راهپیمایی های گسترده ای در سراسر کشور حمایت خود را امام خمینی اعلام نمودند.


منبع:مشرق



:: مرتبط با: انتخابات ,
:: برچسب‌ها: بنی صدر , امام خمینی , انتخابات , رییس جمهوری , شهدا , شهادت ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/31
زندگی امام روح الله، در همه ابعاد آنقدر شیرین است که در این روزها جان ها را شِکَرین می کند. گلبرگی از این زندگی خدایی را با هم می خوانیم:
 
"روزهای سخت جنگ نحمیلی بود و دشمن با حملات هوایی و موشکی ناجوانمردانه ای شهرهای بی دفاع کشورمان را مورد هدف قرار داده بود.
 
در این روزها افراد با پناه بردن به محل های امن خود را از تیررس دشمن نجات داده بودند، لیکن افراد محروم جامعه با استقامت و پایداری وصف ناپذیری به سکونت خود در شهرها ادامه می دادند. در این بین قرار شد برای امام پناهگاهی احداث شود تا چنانچه حمله ای هوایی صورت گرفت جان ایشان که به واقع جان امت بود، در اما باشد.
 
وقتی امام از موضوع با خبر شدند، گفتند: «به هیچ وجه من به آنجا نخواهم رفت.» پناهگاه ساخته شد لیکن تا آخرین لحظه از حیات پر برکت امام این پناهگاه، امام را در خود ندید. این در حالی بود که تمامی مسئولین کشور از امام خواهش می کردند از پناهگاه استفاده کنند، لیکن ایشان بر تصمیم خود مصر بودند.
 
یک بار امام در پاسخ به خواست برخی مسئولان که از ایشان می خواستند از پناهگاه استفاده کنند فرمودند: «آخر چه فرقی است میان من و آن پاسداری که در آنجا پاسداری می کند و از من و خانواده ام مراقبت می نماید؟ من هرگز محل خود را ترک نخواهم کرد. می خواهم موشک به سر من اصابت کند و من شهید شوم.»
 
برای اینکه امام را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند در فاصله میان اتاق ایشان و حسینیه، پناهگاهی احداث شد. لیکن امام هیچ گاه از طرق آن تردد نکردند و وقتی به آن می رسیدند راه خود را تغییر داده و از کنار آن می گذشتند."

منبع:صابرنیوز



:: مرتبط با: ولایت فقیه ,
:: برچسب‌ها: امام خمینی , شهدا , شهادت , سردار , جنگ تحمیلی ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/30

یکی از مادران شهید در خرمشهر می گفت:«من رو ببرین سردخونه، می خوام پسرم رو ببینم.» گفتیم: طاقت نداری، نری بهتره... آخر پسرش سر نداشت، یک دستش هم قطع شده بود و... گفت: «می خوام برم بهش عطر بزنم... تا وقتی می ره پیش حضرت زهرا(س) خوش بو باشه. آخه پیش حضرت زهرا(س) رو سفیدم کرده...»

مجموعه روزگاران، کتاب «زنان خرمشهر»



خراسان/




:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , مادران شهدا , حضرت زهرا(س) , مراسم احیا , پادگان , شرمنده شهدا , شهید , شهادت , شاهد , مشهود , شهیدان , شهادت طلبی , روحیه معنوی , خاطرات شهید ,
ن : رضا کوهجانی
ت : 1392/02/30
یكی از همرزمان شهید بروجردی تعریف می كرد كه:
“بعد از شهادت حاجی از جنگ كردستان خسته شده بودم. لحظه ها مثل آواری شده بودند كه به سنگینی بر سرم می ریختند. احساس می كردم دیگر طاقت ماندن ندارم. بالاخره تصمیم خودم را گرفتم و به هر سختی كه بود تسویه حساب گرفتم و خودم را راحت كردم؛ انگار كوهی را از شانه ام برداشته بودند.
آن شب را برای آخرین بار در سنندج خوابیدم. در نیمه های شب و در عالم رؤیا دیدم كه چشمم به جمال شهید بروجردی روشن شد! سلام كردم و گفتم:
شما این جا چه م یكنی؟
اومدم زیارت! شما این جا چه می كنی؟! چرا كردستان رو رها كرده ای؟!
خسته شدم؛ از كردستان خسته شدم و تسویه كردم.
حاجی تعجب نمود و نگاه عمیقی به من كرد؛ نه به كردستان برو! می خواهی برات حكم جدیدی بزنم؟!
و بعد حكمی به من داد؛ وقتی نگاه كردم دیدم كه حكم، درست مثل سربر گ های سپاه بود و آرم هم داشت. به محل امضایش دقت كردم، دیدم نوشته:
فرمانده سپاه خراسان؛ علی بن موسی الرضا(ع) - از طرف
محمد بروجردی.
دیدم امضاء، امضاء شهید بروجردی است...
خواب، واضح و گویا بود و هیچ احتیاجی به تعبیر و تأویل نداشت. صبح كه از خواب برخواستم یكراست به محل كارم بازگشتم! جایی كه به هزار مشقت آن را رها كرده بودم. »

شهید بروجردی در آیینه كلام سرلشكر سید یحیی رحیم صفوی

منبع ماهنامه فرهنگی تاریخی شاهد یاران، شماره 67، یادمان سردار شهید محمد بروجردی.



:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید بروجردی , سرلشكر سید یحیی رحیم صفوی , سپاه , فرمانده سپاه خراسان , كردستان , جنگ كردستان , شهدا , شرمنده شهدا , شهید , شهادت , شاهد , مشهود , شهیدان ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/30
ساجد: بسیاری از شهدا، با زبان روزه شهید شدند. برخی از رزمندگان ، سهمیه ناهارشان را می گرفتند، اما آن را به هم رزم هایشان می دادند و خودشان روزه می گرفتند.

اولین بار كه در جبهه رفتم، نزدیك شب قدر بود. شب قدر كه رسید، به اتفاق چندین تن از هم رزم هایم، به محل برگزاری مراسم احیا رفتم. از مجموع 350 نفر افراد گردان، فقط بیست نفر آمده بودند.تعجب كردم.

شب دوم هم همین طور بود. برایم سؤال شده بود كه چرا بچه ها برای احیا نیامدند، نكند خبر نداشته باشند. از محل برگزاری احیا بیرون رفتم. پشت مقر ما صحرایی بود كه شیارها و تل زیادی داشت.

به سمت صحرا حركت كردم، وقتی نزدیك شیارها رسیدم، دیدم در بین هر شیار، رزمنده ای رو به قبله نشسته و قرآن را روی سرش گرفته و زمزمه می كند. چون صدای مراسم احیا از بلند گو پخش می شد، بچه ها صدا را می شنیدند و در تنهایی و تاریكی حفره ها، با خدای خود راز و نیاز می كردند.

بعدها متوجه شدم آن بیست نفر هم كه برای مراسم عزاداری و احیا آمده بودند، مثل من تازه وارد بودند.

این اتفاق یك بار دیگر هم افتاد. بین دزفول و اندیمشك، منطقه ای بود كه درخت های پرتقال و اكالیپتوس زیادی داشت، ما اسمش را گذاشته بودیم جنگل. نیروهای بعثی بعد از آنكه پادگان را بمباران كرده بودند. نیروهایشان را در آن جنگل استتار كرده بودند.

آنجا دیگر تپه نداشت، اما بچه ها خودشان حفره هایی كنده بودند و داخل آن می رفتند و در تنهایی عجیبی با خدا راز و نیاز می كردند.

از خاطرات شهید رضا صادقی یونسی




:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شب قدر , زبان روزه , مراسم احیا , پرتقال و اكالیپتوس , پادگان , شهید رضا صادقی یونسی , شهدا , شرمنده شهدا , شهید , شهادت , شاهد , مشهود , شهیدان , شهادت طلبی , روحیه معنوی , خاطرات شهید ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/30
آن روز، آقاسید با دكتر چمران از هر دری سخن گفتند. آقاسید مجتبی انگار سنگ صبور خود را پیدا كرده و همین طور درد دل می كرد. به دكتر گفت: « خیلی ما را اذیت می كنند و چیزهایی رو كه می خوایم و امكانات مورد نظرمون رو در اختیارمان نمی گذارند و كارشكنی می كنند. »


دكتر هم گفت: «من الان چند تا پست دارم، فرمانده ستاد مشترك هستم، نماینده امام در شورای عالی دفاع هستم، نماینده مجلس هستم؛ با این همه، فردا ممكنه بیان و منو بازخواست كنند كه به چه عنوان بچه های مردم رو دور خودت جمع كردی و اونها را به كشتن دادی و می دهی؟ مهم اینه كه در برخورد با این ناملایمات، مأیوس نشیم و روحیه معنوی مان را حفظ كنیم. تو اگر فكر كردی برای این جور مسائل پیش پا افتاده مادی در جبهه هستی، اشتباه فكر كردی.
او ادامه داد: وقتی هدف شهادت طلبی و سربلندی اسلام و قرآن است، تمام این سختی ها برایت سهل و آسان می شود.»
دكتر چمران ادامه داد: « مجتبی، اگر جندی شاپور دست من نبود، می اومدم تا تو فرمانده ام شوی. این را هم بدان مجتبی، اول من شهید می شم، بعد تو.»
همان هم شد و این كلام دكتر چمران به حقیقت پیوست.

منبع: \\\"آقا سید\\\" مجموعه خاطرات شهید سید مجتبی هاشمی، نشر شاهد 1391.



:: مرتبط با: درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شرمنده شهدا , شهید , شهادت , شاهد , مشهود , شهیدان , گروه فدائیان اسلام , شهید چمران , شهادت طلبی , روحیه معنوی , شهید سید مجتبی هاشمی , خاطرات شهید ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/29


آن روزها که دشمن به جانمان حمله کرد شهدا ما را شرمنده خود کردند!

نکند این روزها که دشمن به نانمان حمله کرده است شرمنده شهدا شویم!



:: برچسب‌ها: شهدا , شرمنده شهدا , شهید , شهادت , شاهد , مشهود , شهیدان ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1392/02/29
 

 


 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic