درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 


اگر پیروز شدیم یا شکست خوردیم مهم نیست
اصل این است که به تکلیف مان عمل کرده باشیم
اگر امروز فرمانده مان صبر و استقامت در صحنه های نبرد میخواهد تکلیف ما بر این است که صبر و استقامت داشته باشیم
اگر امروز اسلام نیازمند به خون ماست بجنگیم برای اسلام؛نه برای جنگ




:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


ده ماه بود ازش خبری نداشتیم.
مادرش می گفت« خرازی ! پاشو برو ببین چی شد این بچه ؟ زنده س ؟ مرده س؟»
می گفتم«كجا برم دنبالش آخه ؟ كار و زندگی دارم خانوم.
جبهه یه وجب دو وجب نیست .از كجا پیداش كنم؟»
رفته بودیم نماز جمعه . حاج آقا آخر خطبه ها گفت حسین خرازی را دعا كنید .
آمدم خانه . به مادرش گفتم.گفت« حسین ما رو می گفت؟ »
گفتم « چی شده كه امام جمعه هم می شناسدش؟»
نمی دانستیم فرمانده لشكر اصفهان است. شهید حسین خرازی
منبع : خانواده شهید



:: مرتبط با: کلام شهدا , درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


یک کارت برای امام رضا (علیه السلام) ؛ مشهد.
یک کارت برای امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) ؛ مسجد جمکران
یک کارت هم برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، حرم حضرت معصومه (علیه السلام) ؛ قم. این یکی رو خودش برده بود انداخته بود توی ضریح.
«چرا دعوت شما رو رد کنیم؟! چرا به عروسی شما نیاییم؟! کی بهتر از شما ؟ ببین همه آمده ایم. شما عزیز ما هستی. »
حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمده بود به خوابش. درست قبل از عروسی. (شهید ردانی پور)



:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


جاذبه عجیبی داشت و در ساختن افراد، استعدادی خارق العاده.
اگر می دید کسی در مسئولیت خودش از لحاظ مدیریت ضعیف است، طردش نمی کرد؛ او را از آن مسئولیت بر می داشت، می آورد پیش خودش در فرماندهی. آن وقت هر جا می رفت ، او را هم با خودش می برد؛ و به این شکل روحیه ی مسئولیت پذیری و حسن انجام وظیفه را عملاً به او می آموخت و بعد دوباره از او در جایی دیگر استفاده می کرد. با همین روحیه ی کریمانه بود که به هر دلی راهی می گشود.



:: مرتبط با: کلام شهدا , درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


حزب الله دل آرام است نه دلواپس..

ما دل آرامیم، دلواپس شمایید

چرا دولت باید اینقدر از یک فیلم مستند بترسد؟

چرا دولت اینقدر از برگزاری یک همایش مردمی نگران می‌شود؟

چرا دولت اینقدر از اینکه مخالفانش تریبون پیدا کنند واهمه دارد؟

چرا دولت علی‌رغم ادعای آزادی بیان و زنده باد مخالفش، از منتقدان شناسنامه طلب می‌کند؟

اما در طرف مقابل، چرا امت حزب الله اینقدر آرام و مطمئن است؟

چرا هیمنه پوشالی آمریکا در چشم حزب الله به هیچ می‌ماند؟

راز آن همه ترس و واهمه در آن جبهه، و این همه آرامش و طمأنینه در این جبهه چیست؟

روایت امام صادق بر تابلوی مدرسه ما پاسخ همه‌ی این سوالات است: هرکس از خدا بترسد خدا همه چیز را از او می‌ترساند، و هرکس از خدا نترسد خدا او را از همه چیز خائف می‌کند.

حزب الله دل آرام است نه دلواپس..

اگر هم دلواپس است، دلواپس عاقبت شماست.. 



:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


نماز اول وقت، استمرار در خواندن قرآن و مطیع امر ولایت بودن:

پدرش خیلی سفارش کردند به این سه ویژگی. او گفته که تنها اینگونه سعادتمند می شویم، همان طور که پسرش سعادتمند شد.

مهدی اگر مهدی شد با این ویژگی ها ، تنها به یک دلیل بود ؛ اینکه به مقام تسلیم رسیده بود و انگه که تسلیم را آموخته باشی آسان است دل بریدن و پر کشیدن.



:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


رفیعی با دست های خونی وارد سنگر شد. رنگم پرید. فکر کردم بلایی سر حمزوی آمده.
از سنگر بیرون پریدم، دیدم او هم دستش خونی است.پرسیدم چی شده؟
گفتن برو عقب ماشین روا نگاه کن.
دیدم یه گونی عقب ماشینه.
داخل گونی یه شهید بود که سر و پا نداشت، پیراهنی سفید تنش بود و دکمه یقه رو تا آخر بسته بود.
بچه ها گفتن:"برای شستشوی بیل مکانیکی، جایی رو کندیم تا به آب برسیم.
آب که زلال شد، دیدیم یک تکه لباس از زیر خاک بیرونه. کندیم تا به پیکر سالم شهید رسیدیم.
خون تازه از حلقومش بیرون میزد!
ما برای شستشوی بیل جایی رو انتخاب کرده بودیم که یقین داشتیم هیچ شهیدی اونجا نیست!
اصلا اونجا اثری جنگ و خاکریز نبود."
دور تا دور منطقه را جست و جو کردیم، تا شاید شهید دیگه ای پیدا کنیم؛ اما خبری نبود.
خیلی وقتا خود شهدا به میدان می آمدن تا پیداشون کنیم.
رادیو روشن بود، گوینده از تشییع یک هزار شهید بر روی دست مردم تهران خبر می داد.
شاید مادر این شهید، با دیدن تابوت های شهدا از خدا پسرش را خواسته بود و همان ساعت...
منابع :
کتاب تفحص



:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15


اما ای کاش دخترک می‌گذاشت مادر‌بزرگش برای او حرف بزند و بگوید که دنیا سریعتر از آنچه که فکر می‌کنی می‌گذرد....

در حالی که عصا زنان، کوچه پس کوچه‌های آخر عمر را طی می‌کرد چشم کم سویش به نوه‌اش افتاد که در مقابل آینه ایستاده است و مشغول آرایش کردن است.

خواست بگوید دخترم عمر جوانی خیلی کوتاه است، که دخترک نگاهی به مادر بزرگ انداخت و گفت: «مامان‌بزرگ حال و حوصله نصیحت شنیدن ندارم.»



:: مرتبط با: کلام شهدا , درباره شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : امیر تمیز
ت : 1393/02/15
ن : علی فتحی
ت : 1393/02/7

دقت کن .....

نگاهشان به منو توست.......

نکند گناهی از ما سر زده که اینگونه به ما مینگرند ؟!!!




:: مرتبط با: درباره شهدا , کلام شهدا , کوتاه و مفید ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , دفاع مقدس , شهیدان , وصیت نامه , ایثارگران , ایثارگر ,
ن : عماد کلامی مقدم
ت : 1393/01/29
 

 


 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات