درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
نظر سنجی
امكانات جانبی
 

زن مسلمان پنج اصل فکری و مبنای اعتقادی دارد که طبق آن مبانی و اصول رعایت حجاب یعنی داشتن پوشش و لباسی بیشتر از پوشش و لباس مردان را بر خود لازم می‌داند.



:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , حجاب و عفاف , چادر , دختر چادری , زن مسلمان ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12

کرامت انسانی زن، در سایه عفاف او تامین می‌شود و زنان جامعه ما می‌توانند با حفظ عفاف و حجاب خود همانند حضرت زینب (س) و حضرت فاطمه (س) به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی بپردازند.

  حجاب یکی از احکام دینی است که برای حفظ و پاکدامنی زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی‌های اخلاقی تشریع شده است. نهضت عاشورا برای احیای ارزش‌های دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین(ع) و زینب کبری (س) و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یاد آور این گوهر ناب گشتند. برای زنان، زینب کبری و خاندان امام حسین (ع) الگوی حجاب و عفاف است. اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حساس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند. 
 حسین بن علی(ع) به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه(س)، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید. اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنه‌ها و رفتار آنان بود.


 رفتار توام با عفاف و رعایت حجاب همسران و دختران شهدای کربلا و حضرت زینب، نمونه عملی متانت بانوی اسلام بود. امام سجاد علیه‌السلام نیز تا می‌توانست، مراقب حفظ شوون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد گفت: مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی! 
 به نقل سید بن طاووس، شب عاشورا امام حسین علیه‌السلام در گفت‌وگو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خویشتن‌داری توصیه کرد 
 در حادثه حمله دشمن به خیمه‌ها و غارت آنچه آنجا بود، زنی از بنی بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: ای آل بکر بن وائل! آیا دختران پیامبر را غارت می‌کنند و جامه‌هایشان را می‌برند و شما می‌نگرید؟ 
 دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حریم عفاف و حجاب اهل‌بیت پیامبر تا آنجا که می‌شود، حفظ و رعایت شود. ام کلثوم به مامور بردن اسیران گفت: وقتی ما را وارد شهر دمشق می‌کنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد و از آنان درخواست کرد که سرهای شهدا را از میان کجاوه‌های اهل‌بیت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آن‌ها باشد و حرم رسول‌ الله را تماشا نکنند. 
 هدف از نقل این نمونه‌ها نشان دادن این نکته است که هم خاندان امام حسین (ع)، نسبت به حجاب و عفاف خویش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در این‌که حریم حرمت عترت پیامبر را نگاه داشته و آنان را در معرض تماشای مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد می‌کردند. 
 با آن که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبت‌زده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری و از درباری به درباری آنان را می‌بردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ‌ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز سخنرانی‌های افشاگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمی‌ماندند. حرکت اجتماعی سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف و این درسی برای بانوان در همه دوران‌ها و همه شرایط است.


منبع : ایسنا




:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , حجاب و عفاف , چادر , حجاب برتر , زن مسلمان ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12

خواهر من

در میان نـــــــــگاه پر مهر امام زمـــــــــــان (عج)

ونـــــــــــــگاه شهوت آلود پســــــــران ،

کدام را میخواهی...؟؟؟
 



:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , حجاب و عفاف , امام زمان (عج) , چادر , حجاب برتر , زن مسلمان ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12


من برای رعایت حجاب خودم هزاران دلیل دارم؛

جلب رضایت خدا؛

آرامش روانی؛

انقراض بی بند و باری؛

آرامش فردی و اجتماعی؛

تقویت تمرکز؛

تحکیم بنیان خانواده؛

کاهش خیانت و نا امنی؛

شکر نعمت زیبایی؛

و تقویت شأن و منزلت زن، تنها برخی از دلایل منه برای تقید به حجاب اسلامی





:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , حجاب و عفاف , چادر , حجاب برتر , زن مسلمان ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12


خودت را کوچک نشمار تو همین حالا نقش پهلوان را برای جامعه بازی میکنی.

پهلوانی که فقط به کباده کشیدن و شنا رفتن نیست؛ پهلوانی که به میل زدن و چرخ گرفتن نیست. پهلوانی به رخصت گرفتن از مرشد است و منش پهلوانی داشتن.

تو هم چیزی از پهلوان های زورخانه ی شهر کم نداری.

او زورِ بازو دارد ولی منش پهلوانیش اجازه نمی دهد که از آن سوء استفاده کند؛ نمی گذارد که زورِ بازویش کسی را آزار دهد.

و تو مثل تمام دختران ایران زمین، زیباییِ زلیخایی داری ولی منش مریم گونه ات اجازه نمی دهد که از آن سوء استفاده کنی؛ نمی گذارد که زیبائیت را دستمایه آزار دیگران کنی.

کاش کمی از منش پهلوانی تو را پسرانی داشتند که یادشان رفته باید وارث یوسف و پاسدار خون شهیدان باشند.

منبع: www.askdin.ir



:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , حجاب و عفاف , چادر , حجاب برتر , دختر چادری , زن مسلمان ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12
شیخ رجبعلــی خیاط:
چشمت به نامحرم می‌افتد، اگر خوشت نیاید كه مریضی!!!
اما اگر خوشت آمد، فوراً چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو: یـــــا خیر حبیب و محبوب...
یعنی: خدایا من تو را می‌خواهم، این‌ها چیست؟! ، این‌ها دوست داشتنی نیستند... 
هر چه كه نپاید دلبستگی نشاید





:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , حجاب و عفاف , چادر , حجاب برتر , حجاب و استعمار , تعادل در مسائل جنسی ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12
بدانکه در پس سیاهی چادرت
غربت زهرا(س) را در کوچه های مدینه،
صبر زینب(س) را درکربلا ،
شیدایی رقیه را در خرابه ی شام
تمام شیعه و مظلومیت آن را می توان دید
و تو نیز به خود ببال که عالمیان تو را در این لباس رزم و مبارزه درانتظار و قیام مهدی (عج) نظاره گر خواهند بود.
 




:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , حجاب و عفاف , چادر , دختر چادری , زن مسلمان ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12
غیرت یعنی:

فكر كن چند چفیهخونی شد تا چادری خاكی نشود



:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , چادر , حجاب و عفاف , چادر خاکی , حجاب و شهدا , زن مسلمان ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12
یک روز جلوی در موسسه اسلامی نیویورک دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود.
سوال کردم چه اطلاعاتی پیرامون اسلام دارید؟ گفت: «به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم.» بنده پیشنهاد مطالعه چند کتاب را دادم، کتاب ها در اختیارش گذاشته شد؛ بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم آمد و گفت: «کتاب ها را خوانده و می خواهم مسلمان شوم.»
باز چند کتاب دیگر هم به او دادم و گفتم: اینها را هم مطالعه کنید. این کار چند بار همین طور ادامه پیدا کرد. مطمئن بودم جامعیّتی از اسلام و مکتب تشیّع از مطالعه کتاب ها برایش حاصل شده است. یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت: «اگر همین الان شهادتین را برایم نخوانید، داخل شهر می روم، داد می زنم و اعلام می کنم، من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می آورم.» شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم ایشان در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین علیه السلام در موسسه بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم.
روز میلاد امام حسین علیه السلام مراسم جشن برپا شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشیع الان برگزار می گردد.
در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: «اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟ بنده نیز سوالی را مطرح کردم و گفتم هر کس جواب را می داند پیرامون آن توضیح دهد؟ سوال درباره مسئله "بداء" بود که از اعتقادات مسلّم ما شیعیان است. هیچ کس جوابی نداد! سوال را از این دختر پرسیدم؟ توضیحاتی پیرامون آن به جمعیت ارائه داد.
سپس در جلوی جایگاه قرار گرفت؛ پس از اقرار به شهادتین و ارائه عقاید به او، اذان درگوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد. رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را "رقیه" نهادیم.
چند روزی از این قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کامل اسلامی، هم راه با مرد و زنی دیدم، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند.
آن مرد و زن (پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر ما را مسلمان کرده‌اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد… سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند. در همان حال، احساس کردم این دختر تازه مسلمان الان در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: «آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟» در این مورد خاص ایشان فرمودند: «اشکال ندارد.»
به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: «با یکی از مراجع تقلید صحبت کردم و در مورد شما فرمودند، اگر دین شما در معرض خطر است اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید.» آن چه در جواب شنیدم این بود: «این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟» گفتم: «از احکام ثانویه است.»
تا این را شنید، گفت: «اگر روسری خود را برندارم و به خاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب می‌شوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرف نظر کردند.
آنها عازم فرانسه بودند و با همان حال به طرف فرانسه روانه شدند، آدرس یک مرکز دینی که دوستان ما در آنجا بودند به او دادم و بعدا هم متوجه شدم که الحمدلله با یک جوان مسلمان فرانسوی ازدواج کرده است.
خاطرهای از حجةالاسلام آقاطهرانی



:: مرتبط با: حجاب و عفاف ,
:: برچسب‌ها: بد حجاب , پوشیدن چادر , عفاف , پوشش , التذاذات جنسی , وجاهت اجتماعی , هرزگی جنسی ,
ن : س* دربانی
ت : 1393/03/12
 

 


 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic